تبليغاتX
کویر بارونی


کویر بارونی

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

* به سلامتي کسي که وقتي بردم گفت :
اون رفيــــــــــــــــــــــــق منه .......
وقتي باختم گفت : من رفيـــــــــــــــــــــــــــقتم ......


*به سلامتيه همه اونايي که خطشون اعتباريه ولي معرفتشون دايميه!

*به سلامتي اونايي که به پدر و مادرشون احترام ميذارن و ميدونن تو خونه اي که
بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نميشوند .


*به سلامتي کسي که ديد تو تاکسي بغليش پول نداره
به راننده گفت :پول خورد ندارم واسه همه رو حساب کن....!


* به سلامتي بيل!
که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر مي‌شه.


* به سلامتي سيم خاردار!
که پشت و رو نداره


* به سلامتي اوني که بي کسه ولي ناکس نيست


* به سلامتي اوني که باخت تا رفيقش برنده باشه


*به سلامتی‌ اون پسری که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی‌... انگشت کوچیکهٔ عشقمم نیستی


* به سلامتی اونایی که
چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه چشمشون مثل فانوس دریایی نمی چرخه...
 
 
* به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات به جای اینکه ترکمون کنن درکمون میکنن...

* به سلامتی مداد پاک کن
که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه...
 

* به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست
ولی هنوزم شکستن بلد نیست...
 
 
* به سلامتی مادر...
که وقتی غذا سر سفره کم بیاد اولین کسی که از اون غذا دوس نداره مادره...
 
 
* سلامتی حلقه های زنجیر که زیر برفو بارون میمونن زنگ میزنن ولی باز هم دیگرو ول نمیکنن
 
 
* گل آفتابگردان را گفتند: چراشبها سرت را پايين مي اندازي؟ گفت :ستاره چشمک ميزند، نميخواهم به خورشيد خيانت کنم..........

به سلامتي همه اونايي که مثل گل آفتابگردان هستند
 
 
پ.ن : ایمیل جالبیه !! من که خوشم اومد ...
 
پ.ن: واسه همه ی کنکوریای ۹۱ دعا کنین .... منو یادتون نره ها ... مرسی
 
چهارشنبه 1390/07/13 | 10:44 PM | شمیمه | |

خسته ام از این کاغذ های خالی ، از این دستخط بد و از مدادی که هی خط می زند ... خالی ست ، جای حرف دلم ... حتی شاخه گلی ... نیست

توهم ... امید ... خیال باطل ... دل خوش به اینکه قطره اشکی برایم مانده ، از آن روزگاران ... این روزها دلِ خوش هم عالمی دارد ... اما گران است ... گاهی به قیمت زندگی ... نه ... قطره اشکی هم نمانده ... خشکِ خشک است ، دلم ... مثل چشمانم ...

مهربانم؛

کمی اشک ... فقط کمی ... حتی عاریه ... نیازمندم ، به وجودت ... نه ... اشتباه نکن ، تو هستی ... این منم که دورَم ... که هِی می روم و تو ... هِی صفت "غفّار" بودنت را ... هِی نثارم میکنی ... تا شاید ... شاید ... لعلّکم تتذکّرون ...

گذشت ... امسال نیز ... این ماه زیبایت ... کاش ... درجا می زدم اما ، حیف که ، هبوط ... کار آدم را نیز ساخت ... ژنتیکی ست می دانم ... در ژنوتیپ روحم رخنه کرده ، این خودخواهی ، این کفران ، این ...

فنوتیپم اما سالم است ... به هر حال ... ناقل که باشی ... کاریش نمی شه کرد ...

مهربانا !

به فکر نسل بعد باش ... او هنوز پاک است ... به احتمال "یک چهارم" ... خالص ... دلم آغوشت را می خواهد ... جدا از هرچه علم ژنتیک و احتمال است ... >d<

این شبها ... اشک را از چشمانم ... دریغ نکن ...

تنها چیزی ست که برایم ... شاید ... مانده ... بود

" لا تَقنِطوا من رحمة الله "   ؛  " ان الله رؤوفٌ بالعباد "

ببخش که خیلی کوچکم ... ببخش ... فقط تو را "غفار الذنوب" می دانم و "ستار العیوب" که سالهاست شرمنده ام کردی ...

مدادم توان ندارد ... کاغذ نیز ... دلم اما شاید بتواند

دلم را نذر نگاهت می کنم

 

پ.ن : بارالها ؛ کوچکم ، اما ، بزرگیت را بسیار تجربه دارم ...

 

 

جمعه 1390/05/28 | 1:15 AM | شمیمه | |

 

تـــــــــــــــــــولدم مبـــــــــــــــــــــارک!!!!!!!!!

یووووووووووووووووووووووووهووووووووووووووووووووو

پ.ن: دوستوووووووووووووون دارم !!!!!!!!!

چهارشنبه 1390/05/12 | 8:58 AM | شمیمه | |

همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم
که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…

ولی پدر

......یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد...
چهارشنبه 1390/05/05 | 1:37 PM | شمیمه | |

 

امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام.

شاهزاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.

امیر برگشت و دید هیچکس نیست.

شاهزاده گفت:عاشق نیستی !!!!عاشق به غیر نظر نمی کند

پنجشنبه 1390/04/16 | 9:36 PM | شمیمه | |

نمیگم  دوستت دارم ...

نمیگم عاشقتم ...

...

 

.

..

.

میگم دیوونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بیخیال دیوونه س .....

پنجشنبه 1390/04/16 | 6:18 PM | شمیمه | |

 

 

آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه ٬ همه جا رو میشه دید ٬

دریا گفت : این پایین از اون بالا هم بهتره ٬

چون فقط تو رو میشه دید …

 

تقدیم به آسمون قلبم …

یکشنبه 1390/04/05 | 1:46 AM | شمیمه | |

 

 

ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود


خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود


حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین!

حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود


هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین!

بال های خویش را دست توسل کرده بود

 

 

روز مرد بر همه ی فرشته های سیبیلو !!! مبارک باد >۳

پنجشنبه 1390/03/26 | 2:4 PM | شمیمه | |

سلام دوستای خوبم !!!

یه خبر خوب .... خواهرم وبلاگ ساخته .... آخی ... انقده ذوق کرده ...

 

برین مطالبشو بخونین .

اینم آدرسش : http://oops.blogfa.com/

 

سبز و بی کران باشید ... !!

 

همه تونو دوست دارم !!! <۳

شنبه 1390/03/14 | 9:8 PM | شمیمه | |

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو

یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو

تو اگر کوچ کنی قلب خدا می شکند

صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو

یکشنبه 1390/03/08 | 1:46 PM | شمیمه | |

www . night Skin . ir